السيد محمد محسن الطهراني

56

حريم قدس (فارسى)

سيناى اشتياق و وصل از سينهء سودازدهء محبّت و انس به حق زبانه كشيد ؛ استمرار مراقبات و رياضات شرعيّه در اين مدّت طولانى بالأخره اثر خود را بخشيد و كارِ دل را يكسره نمود ، قلبم در التهاب عشق به حقّ ، به تلاطم در آمد و طاقتم را در صبر بر فراق بسر آورد . در اين هنگام عنايت حضرت حقّ دستگير ما گرديد و انوار ملكوت بر قلبم فرود آمد ، و اسرار عالم جبروت بر سينهء واله و شيداى من منكشف گرديد ، و انوار قاهرهء از ناحيهء مقام احديّت مرا در خود گرفت ، و الطاف خفيّهء پروردگار مرا مشمول عنايت و كرامت خويش گردانيد ، پس بر اسرارى از حقائق عالم وجود مطّلع شدم كه تا كنون از آن خبر نداشتم ، و از رموز و مسائل نهفتهء حقيقت وجود و ذات پروردگار مطالبى برايم هويدا گشت كه حتّى با أدلّه و براهين فلسفى به آن نرسيده بودم ؛ بلكه آنچه را كه از حقائق و اسرار با أدلّه و برهان يافته بودم ، اينك با اضافات و لطائفى ناگفتنى از اسرار خفيّهء الهيّه به نحو شهود و وجدان و علم حضورى ، بطور عينى و حقيقت خارجى دريافتم ، و حقائق ربّانيّه و واقعيّات نظام خلقت و ناگفته‌هاى از عالم لاهوت و ناشناخته‌هاى آثار و اسماء و صفات ذات صمدى برايم منكشف گرديد . پس عقلم از انوار حقّ به مرتبهء فعليّت و تكامل خود رسيد ، و آن سكونت خاطر و اطمينان واقعى و انبساط نفس ، جاى آن تشويش و اضطراب و ترديد را گرفت ، و انوار حق در صبح و شام بر من نازل مىگرديد و مرا بسوى مقام احديّت مىكشانيد ، و به جوار و قرب